نابودی طبیعت دلهرههایم را بیشتر میکند/ جبر ۹۰ دقیقهای سینما اجازه نداد فیلم را مفصلتر کنیم
دسته بندی:
فرهنگ و هنر
تاریخ انتشار: ۲۶ تیر ۱۴۰۲
قربان نجفی که این روزها فیلم سینمایی «فصل ماهی سفید» را در اکران دارد، در این گفتوگو از دلهرههای خود نسبت به نابودی طبیعت و اهمیت حفاظت از آن میگوید و معتقد است تنها راه نجات جهان، از مسیر اخلاقی ـ زیستی میگذرد.
قربان نجفی، بازیگر سینما و تئاتر در نخستین تجربه کارگردانی خود پشت دوربین «فصل ماهی سفید» رفت. فیلمی که از دغدغههای او نسبت به طبیعت و حفاظت از آن میگوید و نقاب از چهره آدمها برمیدارد. این فیلم که اقتباسی آزاد از «باغ آلبالو»ی آنتوان چخوف است روایتگر قصه خانوادهای است که دور هم جمع میشوند تا برای یک اتفاق مهم تصمیم بگیرند، غافل از اینکه سرنوشت خواب دیگری برای آنها دیده است. محمدرضا فروتن، لادن مستوفی، میلاد کیمرام، بیژن بنفشهخواه، شقایق دهقان، بهزاد خداویسی، المیرا دهقان و ژاله علو بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کردهاند. نجفی این فیلم را سال ۹۸ ساخت اما شیوع کرونا و تعطیلی گاه و بیگاه سینما، اکران آن را میسر نکرد تا اینکه سرانجام «فصل ماهی سفید» از هفتم تیرماه در سینماهای سراسر کشور نمایش خود را آغاز کرد. به همین بهانه با او به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
با توجه به اینکه «فصل ماهی سفید» اقتباسی از «باغ آلبالو»ی چخوف است، از اینجا آغاز کنیم که برای ساخت فیلم اولتان چرا سراغ این سوژه رفتید؟
من در زندگی شخصیام همیشه درگیر دو مسئله بودم؛ نخست اهمیتی که طبیعت برای من دارد زیرا خودم زاده شده در دل طبیعتم و هر اتفاقی که در طبیعت رخ میدهد روی من هم تأثیر زیادی میگذارد. تا جایی که وقتی حتی یک درخت را قطع میکنند گویی در دلم یک فاجعه رخ میدهد و طبیعتاً وقتی طبیعت نابود شود دلهرههای بیشتری هم در ما ایجاد میکند. نکته دوم مسئله اخلاقی ـ زیستی انسانهاست، به عقیده بسیاری از فیلسوفان و روانشناسان تنها راه نجات جهان، از مسیر اخلاقی ـ زیستی میگذرد. اخلاق در مواجهه با خود، دیگران و طبیعت معنا مییابد و اگر این سه ساحت رعایت شود جهان نجات پیدا میکند در غیر این صورت محکوم به نابودی است. این مسئله هم برایم بسیار مهم بود و فکر کردم این میتواند قالب خیلی خوبی برای فیلمم باشد و البته اسکلتبندی آن را هم از «باغ آلبالو»ی چخوف گرفتهام.
شاکله فیلم براساس رویارویی دو رویکرد متضاد با هم بنا شده است؛ از طرفی عشق به طبیعت و از سویی دیگر افرادی که به دلیل منافع مادی و طمعورزی در پی نابودی آن برمیآیند. همچنین تقابل خیر و شر در رفتار و منش شخصیتهای داستان هم دیده میشود. همین مسئله هم فیلم را که تا میانههای داستان بسیار پرنشاط و باانرژی است به چند ماجرای تلخ ختم میکند. تحلیل شما از این موقعیت در فیلم چیست؟
من اصلاً اصرار ندارم که بگویم کدام موقعیت بر دیگری پیروز میشود و فقط خواستم این مواجهه را نشان بدهم. این مواجهه برای هر کسی که در این جهان زندگی میکند، تأملبرانگیز است. از یک طرف لهراسب را میبینیم که معتقد است تنها راه نجات از این وضعیت فروش زمینها و ساختوساز است و حتی متعجب میشود چرا دیگران این موضوع را درک نمیکنند. خب این منطق و نگاهی است که خیلیها نه تنها در این سرزمین بلکه در جهان نسبت به طبیعت دارند. از طرف دیگر هم بهرامخان را داریم که میگوید دست به این جنایت نمیزند و حاضر نیست درختان را قطع کند.
کد خبر
2375